المحقق السبزواري

534

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

و سوق قايم و نهر جارى نباشد ، خود را و اهل خود را و مال و اولاد خود را ضايع ساخته . » و از سخنان اوست كه ، « اذا كان الملك لا يقدر على قهر حواسه و غلبة شهواته ، فكيف يقدر على ضبط خاصته ؟ و كيف يقدر على ضبط اعوانه ؟ و اذا لم يقدر على ضبط اعوانه . فكيف يقدر على رعيّته و ما بعد عن مملكته ؟ فسبيل الملك ان يبتدى بسلطانه على نفسه ليستقيم له على غيره . » يعنى : « هرگاه پادشاه قادر نباشد بر قهر و غلبه بر حواس خود و غالب شدن بر شهوتهاى خود ، پس چگونه قادر مىشود بر ضبط خواص خود ؟ و چگونه قادر مىشود بر ضبط اعوان خود ؟ و هرگاه قادر نشد بر ضبط اعوان خود ، [ 138 آ ] پس چگونه قادر مىشود بر رعيّت خود و آنچه دور باشد از مملكت او ؟ پس ، راه راست از جهت پادشاه آن است كه ابتدا كند در تحصيل پادشاهى و سلطنت بر نفس خود تا مستقيم شود سلطنت او بر غير او . » و از سخنان صاب بن ادريس است كه ، « پادشاه عاقل مىرسد به رفق و مدارا به آنچه نمىرسد به آن به جفا و صولت ، خصوصا با اخيار . و راه راست جهت پادشاه حازم آن است كه اعتبار و ملاحظهء حال ايشان به افعال ايشان كند ، نه به آنچه مىبيند از صورت ظاهر و اجسام ايشان . » و فرموده : « هرگاه پادشاه مالها جمع نمايد و در مصارفى كه به حقّيّت و استحقاق بايد رسانيد نرساند و ذخيره سازد ، اين سبب تضييع آن مال و اتلاف پادشاهى نيز مىگردد . » و فرموده كه ، « راه راست پادشاه آن است كه بشناسد كسانى را كه به او بازگشت دارند و هركس را در مرتبهء خود نگاه دارد و مراتب عقول ايشان و علوم ايشان و استحقاق ايشان ملحوظ دارد و چنان باشد كه احسان و انعام منكر و ناپسند ايشان نباشد ، و در دلهاى ايشان چنان نباشد كه به آن سرور نيابند . » و فرموده : « راه راست پادشاه آن است كه با كسانىكه معروف به دروغگويى و شرارت باشند ، بذل معروف و عطا ننمايد . به قصد آنكه هرگاه با او نيكويى كردم ، تغيير عادت و طبع خود در دروغ و بدى خواهد كرد ، چه تغيير طباع و نقل آن بعيد است . » و اين صاب بن ادريس فرقه صابيه كه فرقه‌اى عظيمند و مذهب ايشان به او منسوب است و او را پيغمبر خود مىدانند .